سلام....
هیس......![]()
حاج آقا می خوان خطبه ی عقد رو بخونن......
حاج آقا : بسمه الله ارحمن الرحیم ........
انت زوجک مزدوجی.. زوجتان.. فی المجالس عند المنزل البلوط التلخ..ام الموریخ
و همراهتان پناه العزیز الجیگر ام الجروشا....ولا نسیانا الساقدوش المحترمه
الزالی ده مورگ ..انا قرائت الخطبه العقدون .....ازدوج المزدوج الشترک المشترک..
ـ : دوشیزه خانم جروشا آیا وکیلم که شما رو به عقد دائم آقای موریخ در بیاورم؟
همگی : عروس رفته آخور کنسانتره بچینه..
ـ :دوشیزه محترمه برای بار دوم آیا حاضرم شما رو به عقد دائم آقای موریخ در بیاورم؟
همگی : عروس رفته چراگاه نوشخوار کنه....
ـ : برای بار سوم دوشیزه جروشا آیا وکیلم؟
جروشا : بــــلــــــــــــــــــــــــــه ( مو مو )
شولو شولو شلو لو لول لو لو لولو...دست... جیغ...سوت...
مبارکه .. مبارکه....![]()
![]()
من و پناه ( نیاز ) از همینجا به مهمونای عزیز خوش آمد میگیم![]()
...خیلی لطف کردید تشریف آوردید .. صفا آوردین
....بی زحمت اول کادوهاتونو بدین بعد برید هر جا که دلتون خواست بشینید
...پایین و بالا نداره
.......بانوان محترم می تونن برای تعویض لباس به سمت چپ سالن مراجعه کنند......![]()
آقایون خانم ها به افتخار ورود دو زوج محترم موریخ و جروشا و همچنین ساقدوش عزیزمون زالی ده مورگ گاوه زبون بسته و البته متشخص
فرزاد خان کفو برید تو کارش...( زالی ده مورگ حواست کجاس؟؟ بیا دیگه.. نشستی اونجا می لمبونی؟؟؟ مثلا ساقدوشی هاااا)![]()
دست..دست.. دست

موریخ : خانوما.. آقایون ....متشکرم...من و همسرم جروشا الان خیلی ذوق زده شدیم... جفتمون سم هامون یخ زده
... من نمیدونم الان چی باید بگم
.. فقط اینکه >> جروشای نازنینم خیلی دوستت دارم و امیدوارم که با هم و تا آخر عمرمون زیر سقف یک طویله زندگی کنیم و از زندگیمون لذت ببریم....جا داره اینجا از نیاز مهربونم بخاطر رام و تربیت کردن گاوی مثه جروشا تشکر کنم و همچنین دستاش رو به خاطر پذیرفتن من به عنوان همسر جروشا ببوسم
.....خوب دیگه من میکروفونو میدم دست جروشا.. من دیگه حرفی ندارم...![]()
جروشا :ممنون موریخ جان منم نمیدونم چی بگم.
. فقط از مهمونای عزیز تشکر میکنم.. هم به خاطر حضورشون هم به خاطر هدیه هاشون
..لطف کردید.
..من هم میکروفن رو میدم به پشت سریم ...
زالی ده مورگ : خوب حضار محترم من هم حرفی ندارم فقط عرض تبریک و اینکه از عزیزای محترمی که قبلا قول داده بودند مجلس ماروبا رقص خودشون گرم کنند دعوت میکنم که بیان روی سن....![]()
به افتخار مهران عزیز ...دست.. سوت.. آقا یه آهنگ بندری ردیف کن که مهران می خواد برقصه !!![]()
![]()
خانوما دست... آقایون رقص... حالا بر عکس.. دست دست...ماشالا....سوت... دست....
چه میکنه این مهران
...!!! ( ای وای چرا چشمای من اینقده سنگینه !!!! ای بابا مهسا جون تو که هنوز رو چشمای منی.. برو دیگه مهرانو تنها نذار...چرا نیگاش میکنی؟؟ برو توام یه دستی بالا کن و همراهی کن ....ای ول قـــــــــــــــــــــــــر...بلرزون
![]()
)سوت...( شاباش...اهدایی توسط بلوط )
پیشی جون و جوجو جون هم قول داده بودند که واسه ما برقصن...یه آهنگ...حالا بیا....
جیکس.. جیکس.. جیکس..
میو موس میو موس موس میوس میوس.
.(شاباش.. به میزان فراوان اهدایی توسط بلوط و موریخ و نیاز )![]()
بقیه هم لطف کنند یه گوشه از مجلس رو بگیرند...بله به به به...به افتخار آقا نیما و همسر خوبشون تانی جون
...مرسی...علی خان قایم نشو اینجا مجلس عروسیه باید برقصی !
تعارف رو بذار کنار و بیا وسط...
ای ول داداش کیووووووون بدون تعارف از در که وارد شد شروع کرد به رقصیدن.
....مثه اینکه اون ور بازار هم مجلس گرمه !! بله .. هنر های شبنم و یاسی جونه و بقیه بروبچ![]()
!......( جای سرگل جونم و بهار جونم هم خالیه حسابی !!!!)
خانوم ها آقایون...لطفا از خودتون پذیرایی کنید..
چایی ها رو از خونه قبلیه داداش نیما اینا آوردیم.. خیلی خوش عطره نخورید از دستتون رفته !!!
...کله پاچه هم روی میز هست هر کی میخواد بخوره ! فقط چشمش رو نگه دارید واسه فرزاد
... از اون سیرابی ها هم واسه من یه خورده نگه دارید
.... این کنسرو های باقالی رو هم از شرکت کنسرو سازی میرسلاو و طفلکیها آوردم اینجا... توش خیلی ویتامین داره حتما بخورید..![]()
( دختر های محترم و دم بخت دست به هیچی نزنن و آروم مثه یک خانوم با شخصیت بشینن مگر اینکه اینجا واسشون یه خواستگار پیدا شه...والا واسه سالگرد عروسیه موریخ و جروشا ازشون به عنوان ترشی استفاده میشه )![]()
![]()
مریم جون چه دیر اومدی؟؟ پس کو هدیه ات.؟؟؟
آها دم در تحویل دادی؟؟ آخیش.... داشتم نگران میشدم...بفرمایید اون طرف خالیه
.......یه لحظه هیس !!!اون دو تا کی هستن اون گوشه دارن به کیک انگولک میزنن؟؟
دستا بالا ....شما گیر افتادین ...صورتتاتونو نشون بدین؟؟؟ ای وایییی.
..فرناز .. سبا؟؟!!! بابا شما که دو تا با مرام بودین ؟؟!!!!!
باز شروع کردید به شیطنت..نیاز جون شما یه چیزی بگو...نیاز :> چی بگم والا اینا ذاتا همین طوری ین کاریشون نمیشه کرد
...بذا راحت باشن...![]()
عده ای همچنان در حال رقصیدن !!!! تانی جان؟ آقا نیما... فرزانه خانوم آقا مجتبی؟!!آهنگ تموم شده ..شما الان با چی دارید میرقصید !!!؟؟؟؟![]()
![]()
...اشکال نداره عاشقیه و هزار مشکلات...از قبیل بینایی .. شنوای... بویای...و غیره...![]()
نیاز جون نوبتی هم که باشه نوبت ماست
.. بیا بریم یه دستی به افتخار دسته گلامون موریخ و جروشا بالا کنیم.....نیاز :> چه عجب بلوط جون
من از اون وقتی منتظر بودم که اینو بگی
.. بابا مردم .. قر تو کمرم کپک زد !!!!!
بریــــــــــــــــــــــــــــم...خانوما ...آقایون.. دست....![]()
زالی ده مورگ جون تو هم بیا وسط چرا اینطوری نگام میکنی
.....دســـــت .. دســــــــت....
اه به به به به.. میرسلاو اینا هم که اومدن......شما تا حالا کجا بودین؟؟؟ میدونید نیاز جونم چقدر نگرانتون شد؟؟
چی تو ترافیک..
اشکال نداره.. خوش اومدین.. برین از خودتون پذیرایی کنید..بعد هم خودتونو به عکاس یه نشون بدینو واسه یادگاری چندتا عکسم بندازین...
(فقط تو عکسا واسه کسی شاخ نذارین )![]()
ای وای برق رفت
...ضبط صوتمون هم از کار افتاد
.. اشکال نداره.... همه رقصیدن دیگه.. آره؟؟؟ آره؟؟؟
از همتون ممنونم...
خیلی دمتون گرم....
من برم به بقیه مهمونا خوشامد بگم.. شما از خودتون پذیرایی کنید همچنان، فقط کثیف کاری نکنید
...چیزی رو هم نشکنید..
دست به این پروانه های بقل هم نزنید
..با هم دعوا نکنید..
به نامحرم ها نگاه بد نکنید
...گلا رو پرپر نکنید
...چشم های کله پاچه و سیرابی ها رو هم نخورید
........واسه اینکه بیکار نباشید..میتونید از عکس های موریخ و جروشا دیدن کنید...
برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب تشریف ببرید
ادامه مطلب
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:6  توسط بلوط تلخ
|
لحظه ها ، عقربه های ساعت اتاقم را ، هل می دهند
وباز......تیک تاک های ساعت مرا فریاد میکشند.....
ودوباره تکرار گنگ لحظاتی که بوی اضطراب می دهند...!!!
خانه ای دارم آن سوی شبها ، به وسعت رویا
و به زیبایی تجملات خیالپردازانه...
که گاه چنان بزرگ و فاخرانه می نماید و گاه چنان محقر و مخروب
که ضربه ای ناچیز برای فروپاشیدنش کافی است...
چه رویاهای رنگینی دارم .. و چه آرزوهای محالی !
به خودم می خندم.... و می هراسم از این که ...
آنقدر آرزو با خود به گور ببرم، که دیگر جایی برای جسدم باقی نماند....
***************************
سلام
خوبید خوشید؟؟ خوب الحمدلله...
روزها همه شدن مثل هم.. گرم.. خسته کننده... این روزا اوضاع و احوالم از
گربه ی پیر همسایه هم بی ریخت تره...![]()
اون تحولی که تو پست قبلی منتظرش بودم اومد...اما از یه نوع خفنش که ای کاش
هیچوقت نمی یومد![]()
بعضی وقتا با خودم که فکر میکنم میبینم بین خیلی چیزا ممکنه ،خیلی فاصله ها وجود
داشته باشه که حتی آدما هم نتونن از بین ببرنش...
نمیخوام خودم رو توجیه کنم اما....یه سری واقعیت ها غیر قابل انکارند...
بگذریم ( چرا که هر حرفی را مکانی باید....)![]()
جدیدا یک سلاح بسیار خوب برای مقابله و مبارزه با تمام عناصر موجود در طبیعت از قبیل
: غر غر های مامان....کارهای بی معنی و سر سام آور روزانه...علافی های خسته کننده و
حتی دلتنگی های گاه و بیگاه.... و .. و..... و....... کـــــشــــــــــف کــــــــردم.![]()
![]()
که انواع مختلف داره...![]()
نوع ۱ با کیفیت بالا ::> تخت + ناز بالشت + پتو + کولر ( از هرکدام به میزان دلخواه.. که بستگی به سلیقه و تصمیم خودتون داره )
نوع ۲ کم کیفیت ::> متکا + چادر ( چادر برای دور کردن حشره های موزی و متکا به منظور خالی نبودن عریضه توصیه میگردد. )
حالا نوش جـــــــــان![]()
......امیدوارم شما هم از این سلاح استفاده لازم و کامل رو ببرید...
راستی قالب جدیدم چطوره؟؟![]()
خوش بگذره... تا آپ بعدی ...خدانگهدار![]()
![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:34  توسط بلوط تلخ
|
